در معرفي كتاب حيات‌وحش ايران نوشته اسكندر فيروز، پدر محيط زيست ايران دو مطلب نوشتم. يكي در روزنامه همشهري به چاپ رسيد و ديگري در مجله جهان كتاب.
«حيات‌وحش ايران در ماوراي بحار» عنواني بودكه براي مجله جهان كتاب انتخاب كردم. سال‌ها پيش كه دانشجوي ترم اول بودم در دوره كارشناسي ارشد، استاد درس مديريت فصل‌هايي از يك كتاب را بين دانشجويان توزيع كرد. من كه زبان انگليسي‌ام الكن‌تر از امروز بود و با متون مديريت يك‌سره احساس بيگانگي مي‌كردم،  از دكتر يونس شكرخواه كمك گرفتم. او در آن زمان وقتش به نسبت امروز آزادتر بود و شايد مشغله‌هايش كمتر. لطفش شامل حالم شد. مطلب را مي‌خواند و در لحظه ترجمه مي‌كرد، فارسي‌اش را مي‌نوشتم و گاهي نيز عقب مي‌افتادم. باري، رسيد به كلمه Overseas، به ناگاه گفت ماوراي باحار و به سرعت تاكيد كرد بحار با ح جيمي نه با ه هوز، يعني درياها، يعني آن سوي درياها. از همان زمان اين كلمه در ذهنم نقش بست ماوراي بحار. بعد هم كه كتاب شهريار مندني پور با عنوان آبي ماوراي بحار منتشر شد ياد آن لحظه‌اي افتادم كه دكتر شكرخواهِ هميشه استاد با چه تاكيدي اين موضوع را در ذهن من نقر كرده است. 

گشتي در اينترنت مي‌زدم كه ديدم «حيات‌وحش ايران در ماوراي بحار» را سايت Tehran Avenue نيز ترجمه و منتشر كرده است و به جاي overseas  از كلمه beyond the seas  استفاده كرده كه البته غلط نيست. اين چند خط را نوشتم تا يادي چندين باره كرده باشم از اسكندر فيروز كه به حق پدر محيط‌زيست ايران است و البته به گردن جامعه محيط‌زيست ايران حق دارد. كسي كه هنوز هم قدرش را نمي‌دانيم. و در عين حال يادآوري از دكتر شكرخواه عزيز نيز دليل ديگري بود براي تحرير اين سطور.