خريد كالاهاي ژاپني قبل از جنگ جهاني دوم تا دو دهه بعد از آن حتي در ايران با مزمت خريدار توام بود. بزرگ‌ترها توصيه مي‌كردند محصولات ژاپني نخريد كه به دردسرش نمي‌ارزد. اندكي بعد اين نگرش تغيير كرد، اين بار بزرگ‌ترها پيشنهاد مي‌كردند كالاي ژاپني هم ارزان‌تر است و هم با دوام‌تر. در همين اثنا پژوهشگران علم مديريت دريافتند كه ساكنان آن مجمع‌الجزاير در بسياري زمينه‌ها موفق ‌ بوده‌اند و مدلي جديد ارائه شد از شيوه راهبري امور به نام مدلِ مديريتِ ژاپني.
شايد كاركرد همين مدل است كه مديران ارشد ژاپن بلافاصله پس از آن كه كوچك‌ترين عمل منافي خواست مردم انجام مي‌دهند از كار كناره‌گيري مي‌كنند تا كار به اصلح سپرده شود. سال پيش وزير راه ژاپن استعفا كرد در حالي كه تنها چهار روز از منصوب شدنش مي‌گذشت به اين دليل كه اتحادیه معلمان کشورش را به سرطاني تشبيه كرده بود تهديد كننده آموزش و پرورش ژاپن.

در ايران راه‌آهن اصفهان-شيراز در روز افتتاح از ريل خارج مي‌شود، آمار سوانح جاده‌اي كه سرآمد تمام كشورهاست روز به روز افزايش مي‌يابد و هواپيماها چون قطرات باران بر زمين مي‌ريزند نه تنها وزير و ساير مديران استعفا نمي‌دهند كه از رسانه‌ها انتقاد مي‌كنند كه چرا وظيفه اطلاع‌رساني خود را انجام مي‌دهند.
پس از سقوط دو هواپيما در كمتر از يك ماه، وزير سكوت مي‌كند نه از استعفا خبري است و نه از پيام تسليت تا بالاخره موسم معرفي كابينه دهم فرا مي‌رسد. قفل سكوت شكسته مي‌شود. اما نه براي پذيرش كاستي‌هاي مديريتي. وزير راه با اقتدار كامل مي‌گويد: اینجانب به رسانه های جمعی هشدار می دهم که از این پس روی سوانح هوایی مانور ندهند و به اعتماد سازی بپردازند !مدير كل فرودگاه بين‌المللي امام خميني نيز رويه رييس‌اش را پيگيري مي‌كند و به يك خبرگزاري مي‌گويد موضوع سوانح هوايي را بيش از حد بزرگ كرده‌ايم و اين بحث طي چند روز اخير به سخره گرفته شد در حالي كه صنعت حمل‌ونقل هواپيمايي چيزي براي مخفي كردن از مردم ندارد و پروازهاي ما از استانداردهاي ايمني جهاني برخوردار است.
آمارها اما واقعيت‌هايي را بيان مي‌كنند كه وارونه جلوه دادن‌شان تنها اعتبار انكاركننده را بيشتر زايل مي‌كند. دسترسي به اطلاعات مستند در شبكه جهاني اينترنت راه را بر هر دهري‌گري و شلتاقي مي‌بندد. سابقه ايران در سوانح هوايي از سال 1944 تا كنون به يك هزار و 530 مورد مي‌رسد كه 40 مورد آن تا پيش از انقلاب رخ داده و در سال جاري شش مورد آن به ثبت رسيده است. اين آمار نشان مي‌دهد 1610 نفر در اين سوانح جان خود را از دست داده‌اند. با وجود اين آمار اسفناك، دكتر حميدرضا بهبهاني كه لقب «پدر راه ايران» نيز به او اعطا شده، مي‌گويد پس از سوانح هوايي اخير و مطالب مطرح شده در رسانه‌هاي جمعي، اخيرا به اين نتيجه رسيده كه ناوگان هوايي كشور نيازمند نوسازي و تامين ايمني لازم است. نكته شگفت البته اين است كه پدر راه ايران چگونه پس از انتشار مطالبي اين چنين تاسف‌بار در رسانه‌ها از كاستي‌ها با خبر شده و پيش از آن گويا در بي‌خبري بوده‌است.
63 سال پيش بود كه نخستين شركت ايراني خدمات پرواز را ارائه كرد و پاي ايران را به صنعت خدمات هوايي گشود. مدتي بعد شركتي ديگر پا به ميدان گذاشت تا اين كه 16 سال بعد با ادغام اين دو شركت به نام‌هاي ايرانين ايرويز و پرشين اير سرويسز، هواپيمايي ملي ايران تشكيل شد و نام پرنده افسانه‌اي- حقيقي هما را بر آن نهادند. در آن دوران محل نشست و برخاست غول‌هاي عظيم‌الجثه پرنده، ميدان طياره ناميده مي‌شد و هواپيما اين واژه زيباي فارسي هنوز متدوال نشده بود. شايد در روزهاي نخست تعداد هواپيماها كمتر از امروز بود و ناوگان هوايي هم نو. اما اين كه وزير راه 69 ساله بيلان افزايش تعداد طياره‌هاي شرقي و غربي را ارائه كند و بعد نتيجه‌گيري منطقي را به مخاطب واگذارد كه با افزايش تعداد هواپيما و پرواز، تعداد سوانح هم افزايش مي‌يابد و بخواهد ثابت كند كه امن‌ترين پروازها در ايران انجام مي‌شود، با هيچ يك از مدل‌هاي مديريتي انطباق ندارد. پذيرفتن واقعيت دشوار است. اما شرايط دشوارتر را مسافراني تجربه مي‌كنند كه بايد با كتاب‌بيني، بليت طياره در دست بگيرند و سوار پرنده‌هاي آهني فرسوده شوند.
در اين درياچه گل‌آلود البته عده‌اي ديگر نيز فرصت را غنيمت شمرده، قلاب‌ها را براي ماهيگيري بيرون كشيده‌اند تا تمام گناهان را به گردن بليت‌هاي ارزان قيمت بياندازند. اين عده در سخنان‌شان اشاره نمي‌كنند كه شركت‌هاي هواپيمايي خلق الساعه كه مثل قارچ‌هايِ كوه‌هايِ فارس با صاعقه از زمين بيرون مي‌جهند چه نقشي در اين آشفته بازار داشته‌اند. حذف اين گونه شركت‌هاي قارچي يا ادغام آنها با هم براي افزايش كيفيت و ايمني نيز راهي است كه مسولان رده بالاي وزارت راه به آن اشاره‌اي نمي‌كنند. در سرزمين اهورايي-آريايي ما سكوت در برابر حوادث تلخ و شيرين البته گواراتر از وارونه جلوه دادن حقيقت است. اما سكوت نمي‌تواند به حل مساله منجر شود و مهمتر اين كه سينه داغدار بازماندگان حوادث اخير را تسلي نمي‌دهد.

اين يادداشت در روزنامه خبر به چاپ رسيده است.