تعبير خواب بيستساله در جهان مدرن
تخصصي شدن علوم و فنون يكي از پيامدهاي دنياي مدرن است. عميقتر شدن در يك تخصص زمينههاي پيشرفت را فراهم ميسازد و آشنايي نداشتن با فن يا علم ديگر نشانه كمدانشي نيست. در اين عصر نوخواهي ابوعليسينا، ابوريحان يا داوينچي باز توليد نخواهد شد. اما چنين رويه و نگرشي در ايران گويا كاربرد چنداني ندارد. همان گونه كه سياست در وسايل حمل و نقل عمومي به سخيفتر شكل ممكن تشريح ميشود، ميتوان تدريس محيطزيست و علوم وابسته را در هر معبر و گذرگاهي شاهد بود. كافي است گوينده بر حسب علاقه يا اجبار قدري در اطراف موضوع گشتي زده باشد و واژگان را به زيبايي كنار هم رديف كند تا مخاطبان مجذوب شوند. احترام به شارب و موي سپيد گرچه در فرهنگ ايراني واجب است اما اعتبار گوينده بيتخصص را افزايش نميدهد.
اجانب چشمآبي، حياتوحش را به حوزهاي تخصصي بدل كردهاند، اين رشته در دانشگاهها تا مقطع دكتري تدريس ميشود و مطالعات مربوط به آن هم گويي پاياني ندارد. كافي است كليد واژهاي مربوط به جانوران وحشي را در دنياي مجازي اينترنت جستوجو كرد تا هزاران مقاله و گزارش علمي-تخصصي مقابلِ ديدگان قرار گيرد. دانشآموختهاي كه از اين مراكز آكادميك بيرون ميآيد، صاحبنظري تمام عيار است كه نه با شلتاق و سر و صدا كه در سكوت زمينه تخصصي خود را دنبال ميكند.
از قضا مستندسازي طبيعت و حياتوحش نيز در سرزمين چشمآبيها به يكي از تخصصهاي دانشگاهي بدل شده است. گرچه فيلمسازي و مستندسازيِ تجربي كماكان جايگاه و ارزشهاي خود را دارد اما تخصصي شدن فن-هنر فيلمسازي و درآميختناش با علمِ حياتوحش دستاوردهاي شگرفي را به ارمغان آورده است. نگاهي به آثار نشنال جئوگرافيك يا بيبيسي، ممزوج شدنِ اين تخصصها را به رخ ميكشد؛ از زندگي جانوران دريايي تا همراه شدن با پرندگان مهاجر در مناطق مختلف، از تنوع حيات در جنگلهاي استوايي تا سفر دور كره زمين. ديدن اين تصاوير مقابل صفحه شيشهاي، شگفتي هر بينندهاي را برميانگيزد و او را مقابل مناظر اعجابانگيز طبيعت مسحور ميكند. گاهي براي اين كه مخاطبان با دشواريهاي كار آشنا شوند پشت صحنه بخشي از فعاليتهاي گروههاي مستندسازي در قالب فيلمي يا اپيزودي مجزا عرضه ميشود. سازندگان، برخي مواقع نيز فعاليتهاي پشت صحنه را با سوژه و داستان اصلي در ميآميزند تا همزمان، مخاطب را هم با مصائب گروه همراه سازند و هم جنبههاي دراماتيك اثر را بيشتر كنند. فيلمي كه بيبيسي از دنياي پررمز و راز ببرها ساخته مشتي است نمونه خروار از اين درآميختگي تخصصها. اين فيلم با عنوان جاسوس جنگل محصول سال گذشته ميلادي است. بيننده علاوه بر آن كه با نحوه زندگي ببرهاي هندوستان آشنا ميشود، تلاش گروه فيلمبرداري را در تعقيب اين گربه هاي باشكوه مشاهده ميكند. آنچه به ديده نميآيد البته خيل كارشناسان و متخصصان رشتههاي مختلف است كه در پايان فهرستي بلندبالا از نامهاي آنان به نمايش درميآيد. تلفيق دو تخصص حياتوحش و مستندسازي محصولاتي ميشود كه تمامي دنيا را تسخير ميكند.
ساخت مستندهاي حياتوحش در ايران تنها بر سبيل علاقه ميسر ميشود، از متخصصينِ علومِ مختلفِ طبيعت كمتر اثري در آنها ميتوان سراغ كرد و فاقد جنبه هاي دراماتيك يا حتي روايتي قوي هستند. اين آثار بيشتر به تدريس و تحصيل سياست در خودروهاي عمومي شبيه است. در ميان علاقمندانِ فيلمبردار در طبيعت، تنها دو -سه تني توانستهاند فيلمهاي خود را از تلويزيون دولتي ايران به مخاطبان تشنه عرضه كنند. با اين حال تهيه گزارشي تصويري از منطقهاي حفاظت شده به معناي متخصص بودن فيلمبردار در علم حياتوحش يا حتي پاركداري نيست. عدم حضور كارشناس در ساخت چنين پروژههايي البته ميتواند آسيب به حياتوحش ايران را تشديد كند كه دليل اصلي آن مختل كردن آرامش زيستگاه است. متخصص حياتوحش ميداند كي و كجا نبايد حضور داشت و چگونه ميتوان بهترين نتيجه را به دست آورد.
لوك هانتر (Luke Hunter) متخصص گربهسانان بزرگجثه در گزارش نخستين سفر خود به بافق نوشته است در خانه فردي، صحنههايي از يوز ديده كه به صورت آماتور فيلمبرداري شده است و براي تهيه آن فيلمبردار يوز را براي مدتي به نسبت طولاني تعقيب كرده و البته كيفيت تصاوير هم آش دهانسوزي نبوده است. او در ادامه اضافه كرده روند فيلمبرداري كه با تعقيب جانوران همراه است بايد متوقف شود تا بيجهت به محيط استرس وارد نگردد و آرامش جانوران حفظ شود. هانتر به دعوت پروژه حفاظت از يوز چند بار ديگر به ايران آمد، همكاري با او آغاز شد و مدتي ادامه يافت. چندي بعد البته معلوم شد آنچه او ميداند بسياري ميبينند و دستان توانگر ايراني قادر است بيكمك او و امثال او يوز را نجات دهند. نكتهاي كه او گوشزد كرده بود نيز به هيچ انگاشته شد تا جايي كه حتي محيطبانان در استان سمنان دوربيندار شدند بيآن كه دورههاي آموزشي بيولوژيكي و اكولوژيكي بيشتري بگذرانند.
دست به دوربين شدن و تهيه فيلم از حياتوحش گرچه ميتواند ثبت مستندي باشد از داشتههاي طبيعت ايران اما به اندازه تخريب زيستگاه آفتي عظيم و البته پنهان محسوب ميشود. طرحِ دوربيندار شدنِ محيطبانانِ سمنان شايد به اندازه ساخت يك سد يا جاده براي حياتوحشِ شكننده ايران مضر باشد، و نه نشاندهنده اعتلاي فرهنگ زيستمحيطي پذيرندگانِ طرح كه بيانگر بيخبريِ آنان از علمِ حياتوحش است.
در جهان مدرن كه تخصصي شدن حرف اول و آخر را ميزند محيطبان، مسوليت خود را به درستي انجام ميدهد و فيلمساز بار خود را به سر منزل مقصود ميرساند. دوربيندار شدن محيطبانان تنها ميتواند پيشنهاددهنده طرح را شادمان كند كه بالاخره بعد از قريب به دو دهه خوابش تعبير شده و به حقيقت پيوسته است. چنانچه پيشنهاديهاي بعدي نيز ارائه شود مثل جشنواره فيلم محيطبان و هكذا، رقابتي آغاز خواهد شد كه ثمره آن فشار به زيستگاههاست. آنچه البته در اين ميان بيشترين صدمه را خواهد ديد طبيعت رو به احتضار ايران است.
اين مطلب با عنوان مستندسازی غیرتخصصی،آفت پنهان حیات وحش ایران در سبزپرس منتشر شده است.

