اسماعيل خويي شاعري است كه كمتر او را مي‌شود در ايران شناخت. چند دفتري و چند شعري پراكنده از او به چاپ رسيده است و زندگي در غربت باعث شده كمتر شناخته شده باشد ميان نسل‌ جوان. شعرهايش گويي از جنس ديگرند؛ با كلامي مهربان و صراحتي برنده. برای شناخت بیشتر او اینجا را ببینید.

شعر رويارويي‌اش وصف اين روز و روزگار است پنداري، كه سال‌ها قبل سروده است. اين چنين است كه مي‌توان دريافت هنري چون شعر، تاريخ مصرف ندارد. اما گاه روابط انسان‌ها را تاريخ مصرف به پايان مي‌رساند. گزاره عجيبي نيست كه شعرهايي اين چنين هميشگي‌ خواهند بود و روابطي آن چنان ناپايدار.


 

رويارويي

دانی که چیست فرقِ تو با ما،
در این نبرد،
ای جانِ مرگباره ی تو ننگِ زندگی ؟!
تو از نهادِ پائیزی،
هیمه ی فسرده ترین سُنَتّی تو،
سوختبارِ گلخنِ فرهنگِ مرگ؛
ما،
امّا،
بهاریانیم :
نوساقگانِ نوبرِ نوآوری،
بالندگان به گلشنِ فرهنگِ زندگی.
اسماعيل خويي
ژانويه 1986-لندن