در سالي كه گذشت دو خبرِ به نسبت خوشايند در حوزه محيط‌زيست منتشر شد اما فهرست فجايع زيست‌محيطي كشور چندان گسترده بود كه اين دو خبر نمي‌توانست شادي‌بخش دوستداران ايران‌زمين باشد.
خبر نخست مربوط به مخالفت سازمان محيط‌زيست بود با ساخت پالايشگاه بهشهر؛ همان تصميمي كه گفته مي‌شد علت اصلي شايعه بركناري فاطمه واعظ‌جوادي از پست رياست آن سازمان بوده است. گرچه با نهايت خوش‌بيني هم نمي‌توان اميدوار بود كه اين طرح اجرا نشود چرا كه لابي‌هاي صنايع وابسته به نفت ايران آن چنان قدرتمندند كه مي‌توانند در لحظه هر تصميمي را به مورد اجرا بگذارند. با اين حال بسياري از دوستداران محيط‌زيست اين اقدام سازمان محيط‌زيست را ستودند در حالي كه فراموش كردند آن سازمان به وظيفه قانوني خود عمل كرده است و هورا كشيدن براي انجام وظيفه قانوني اندكي مبالغه‌آميز است. اما بسياري عقيده داشتند اين سازمان مي‌توانست در برابر ساخت پالايشگاه بهشهر نيز سكوت كند همان گونه كه در برابر مثلا ساخت اتوبان گلستان يا كنارگذر انزلي چنين كرد.
خبر دوم اما مربوط بود به مخالفت محيط‌‌زيست با ساخت شهرك صنعتي در جاجرود، منطقه‌اي بي‌نظير كه به همراه دو پارك ملي خجير و سرخه‌حصار از قديمي‌ترين مناطق حفاظت شده ايران و البته جهان است. رييس سازمان محيط‌زيست با استناد به قانون منع احداث صنايع در شعاع 120 كيلومتري تهران با طرح ساخت شهرك صنعتي مخالفت خود را ابراز كرده است (اينجا را ببينيد). در حالي كه با نگاهي به تصاوير ماهواره‌اي Google Earth كه چندان هم به روز نيست مي‌توان عمق فاجعه تخريب و تبديل اراضي را در اين منطقه مشاهده كرد و دريافت كه مخالفت اين سازمانِ مسئول در عمل چندان اجرايي نمي‌شود و باز مي‌توان به قدرت لابي‌هايي پي‌برد كه به بهانه توسعه، امنيت، اشتغال و پيشرفت از هيچ تخريبي فرو گذار نمي‌كنند.
با اين حال اين دو اقدام را مي‌توان اندكي دلگرم‌كننده دانست و اميد داشت كه آن سازمان هنوز از خود علانم حياتي نشان مي‌دهد گو اين كه غشعريره‌اي باشد در واپيسين ماه‌هاي باقي مانده تا انتخابات بعدي،‌ و البته بسياري را عقيده بر اين است كه با يكي دو گل بهار از راه نخواهد رسيد.