ايران، سرزمين لاله‌هاست. بر اساس مطالعات جغرافياي گياهي در حدود 170 گونه لاله در ايران پراكندگي دارد. با اين حال كشور هلند به داشتن چنين گل‌هايي مشهور است. برخي محققان معتقدند، گل لاله ابتدا از ايران به قسطنطنيه برده شد، به طوري كه شهرت آن بر اساس مدارك موجود به بوس‌بكيوس سفير امپراتور روم، فرديناند اول، نسبت داده مي‌شود. او بذر لاله را از قسطنطنيه در سال 1554 ميلادي با خود به وين انتقال داده و پس از آن اروپاييان با اين گياهان گلدار آشنا شدند و از قرن نوزدهم ميلادي كشت آن در هلند رواج يافت.
خانواه لاله بيش از چهار هزار عضو در سراسر دنيا دارد اما نوعي لاله از ميان 170 گونه موجود در ايران به علت ويژگي‌خاص ظاهر خود بيش از ساير گونه‌ها مورد توجه علاقمندان قرار گرفته است، در اين ميان البته مي‌توان به نقش شركت‌هاي توريستي نيز اشاره كرد كه سهم به سزايي در معرفي اين گياه داشته‌اند. گلي كه امسال به دليل گرم شدن زود هنگام هوا، پيش از زمان مورد انتظار در صحنه ظاهر شد و به همان سرعت نيز از ميان رفت. تورها و آژانس‌هاي مسافرتي نيز فرصتي براي راهي كردن مسافران علاقمند پيدا نكردند چرا كه اين گياه زماني به گل نشست كه تعطيلات نوروزي تازه پايان يافته بود.

                                           tulip
 لاله واژگون امروزه در ايران نامي آشناست اما شايد كمتر از ده سال است كه به چنين شهرتي رسيده است.
همه ساله عده بي‌شماري از طبيعتگردان (و يا علاقمندان به اين رشته گردشگري) راهي كوهستان زاگرس مي‌شوند؛ مناطقي شناخته شده كه به دشت لاله‌هاي واژگون مشهورند. اگرچه مي‌توان انتظار داشت در تمامي زاگرس لاله واژگون وجود داشته باشد اما تراكم آن در برخي مناطق نظير گلستان‌كوه در اصفهان، چلگرد و كوه‌هاي صمصامي در چهارمحال و بختياري وارتفاعات شمالي اشترانكوه بيش از ساير مناطق است.
لاله واژگون توسط  جهانگردان اروپايي در سال 1576 ميلادي از ايران به اتريش برده شد و در باغ‌هاي افراد متمول پرورش يافت. پرورش اين گياه امروزه به شيوه‌اي متداول در اروپا بدل شده است به طوري كه يكي از تجارت‌هاي مهم را در اين كشورها به وجود آورده است. اين در حالي است كه لاله واژگون به صورت طبيعي در فلات ايران رشد و نمو مي‌كند و مراكزي براي پرورش انبوه آن ايجاد نشده است. از سوي ديگر با فرا رسيدن زمان شكوفايي اين گل مي‌توان كنار هر چهارراهي(به ويژه در تهران) به تماشاي افرادي نشست كه اين گياه ارزشمند را مي‌فروشند و البته گناه خريداران نيز در اين ميان كم از فروشندگان نيست. بازاري براي گل‌هايي كه به صورت طبيعي رشد مي‌كنند و متعلق به تمامي ايرانيان است در دست عده‌اي قرار مي‌گيرد بي‌آن كه حقوق ساير هم‌وطنان كمترين اهميتي داشته باشند. اين سوداگران حتي به بقاي گياه و پايداري‌اش در طبيعت توجهي ندارند. پس اگر منقرض شد لابد گياه ديگري جانشين درآمدزايي اين عده خواهد شد. وجهي كه خريداران در قبال هر شاخه لاله واژگون مي‌پردازند، يك قدم به باژگون شدن سرنوشت اين گياه كمك مي‌كنند.
جنس لاله واژگون با حدود 85 گونه در مناطق معتدل نيمكره شمالي پراكنش دارد. از اين ميان 15 گونه آن در ايران يافت مي‌شود كه اكثر آنها گونه‌هاي بومي و آندميك بوده و در ساير نقاط جهان بر اراضي بكر نمي‌رويند. لاله واژگون با نام‌هاي لاله سرنگون، گل سرنگون و اشك مريم (گل اشك) نيز شناخته مي‌شود. نام علمي آن Fritillaria imperialis  است و ارتفاع آن به 120 سانتيمتر هم مي‌رسد؛ با گل‌هايي زنگوله مانند درشت به رنگ نارنجي مايل به قرمز به طرز زيبايي از سمت داخل با نوشگاه‌هاي سياه رنگ روي يك زمينه سفيد آرايش يافته‌اند. زماني اين گياه را مي‌شد در كوهستان زاگرس از ارتفاع 1500متر به بالا در سطحي وسيع مشاهده كرد اما با گذشت زمان از دامنه پراكنش آن نيز كاسته شد. لاله واژگون تحت تاثير دماي هوا از اوايل بهار در نواحي شمالي زاگرس در نزديكي خوانسار شروع به شكوفايي مي‌كند و در مناطق جنوبي‌تر و مرتفع‌تر اواسط تابستان به گل مي‌نشيند.
اين گياه سازگاري زيادي با دامنه‌هاي سنگلاخي دارد و در صورت عدم تخريب زيستگاه به وسيله دام و انسان در بعضي نقاط ده‌ها هزار بوته از آن را در كنار هم مي‌توان مشاهده كرد. به طوري كه كوهپايه‌هاي زاگرس را به گلزاري شگفت‌انگيز بدل مي‌كند.
چراي احشام، تخريب زيستگاه براي ايجاد زمين‌هاي زراعي، برداشت مستقيم گل و عرضه در بازار از جمله عوامل مهم تهديد اين گياه محسوب مي‌شود. هر چند كوه‌هاي صمصامي به عنوان اثر طبيعي ملي توسط سازمان محيط‌زيست حفاظت مي‌شوند با اين وجود بقاي لاله واژگون در دامنه‌هاي زاگرس منوط به توجه بيشتر است و البته عزمي ملي مي‌طلبد. شايد با پرورش اين گياه در گلخانه‌ها بتوان اندكي از فشار بر روي آن كاست. اما دست ياري دهنده‌اي در اين ميان وجود دارد؟