قوها؛ پناهندگان بيزبان
امسال نيز چون سال پيش تعداد پرشماري قو به ايران آمده است. حدود سههزار قوي فريادكش و گنگ در سرخرود در منطقهاي آزاد به زمين نشستهاند. تلاش يك تشكل زيستمحيطي به نام محيطبان با همكاري دو تن از محيطبانان آمل سبب شده تا قوها بيش از گذشته روي آرامش را ببينند. اين تشكل با جلب حمايتهاي مالي مردمي براي قوها ذرت و گندم خريده است (اينجا را ببينيد)، دو محيطبان، مهدي گلي و حسين بلودار، هر غروب غذا را بر روي اين زمين آب گرفته پخش ميكنند، در اين اقدام كمنظير گهگاه چند تن از ديگر از علاقمندان نيز همكاري دارند.
گرچه كمكهاي مردمي چندان نيست كه بيدغدغه بتوان غذاي قوها را تامين كرد اما همين اندك نيز براي شروع، كاري بزرگ مينمايد. با توجه به اوضاع محيطزيست و طبيعت ايران به نظر ميرسد چارهاي جز جلب همكاريهاي مردمي نيست اما اين روش نيازمند مديريتي همهجانبه است تا بتوان به نتايج مطلوبتري دست يافت. توانمندسازي و جلب اعتماد جامعه محلي، كه از قضا در اين گوشه از ايران زمستانها را با دامگاهداري و صيد پرندگان ميگذرانند، هر چند بسيار دشوار اما عملي است. در صورت محقق شدن چنين نگرهاي بيگمان ميتوان به بهبود آينده حياتوحش اميدوار بود.

قوها پرندگاني تكهمسري هستند و پس از آن كه جفتشان را از دست ميدهند ديگر جفتيابي و جفتگيري نميكنند، براي دستيابي به غذا در زمستانها به عرضهاي جنوبي مهاجرت ميكنند و گاه نزديك به سه هزاركيلومتر راه را ميپيمايند (براي اطلاعات بيشتر اينجا را بخوانيد). در ايران سه گونه قو تا كنون شناسايي شده است: قوي گنگ، قوي فريادكش و قوي كوچك، هر كدام با ديگري تفاوتهايي قابل ملاحظه دارند.

افسانههايي و داستانهايي نيز درباره اين پرندگان سفيدپوش در ميان جوامع مختلف رواج دارد، از آن جمله است داستان جوجه اردك زشت و يا آواز خواندن لاينقطع قويي كه جفت خود را از دست دادهاست تا آن كه مرگ از راه برسد و به آواز حزينش پايان دهد. در عین حال قوها نماد عشق و وفاداری هستند شاید به دلیل منوگاموس بودن شان.
