روشنگري
در پس آينه طوطيصفتم داشتهاند
آنچه استاد ازل گفت بگو ميگويم
حافظ شيرازي
اخبار منتشر شده درباره يوز آسيايي، كه برخي نوچهصفتان آن را مصادره به مطلوب كرده و يوز ايراني مينامند، همواره دردآور است، گويي قرار نيست اخبار شيرين نشر يابد.
آنان كه با سياه نمايي وقايع و بيحاصل جلوه دادن تلاشهاي ديگران، سعي دارند خود را مدافعان اصلي حفاظت از گونههاي در خطر انقراض بنمايانند، علاوه بر سرقت اطلاعات و تدوين مقالههاي بياساس از نظر علمي البته كارهاي ديگر نيز ميكنند.

وقاحت بيحد اين گروه را پاياني نيست، از يك سو تهمت زدن به ديگران را در فضايي مسموم دنبال ميكنند و از سوي ديگر به تقسيم استانها پرداختهاند به ظاهر براي مطالعه حياتوحش، پنداري استانها تيول پدري اين سربازان ممقاني است و براي ورود به اين استانها لابد بايد از آنان مجوز گرفت. دردآور اين كه دوستداران راستين طبيعت ايران به سكوت تن دادهاند به دو دليل: نخست آن كه همكلام شدن با اين عده را در شآن خود نميدانند و ديگر اين كه از خُبثِ طينت چنين ناپاكاني هراسانند كه مبادا با اتهامي ديگر روبهرو شوند. اما چه باك؟ كه ارزش دُر نشود گم اگرچه در خاك افتد. از اين رو براي روشن شدن زاويهاي تاريك از اتفاقي كه سال گذشته شكل گرفت، اين پست نگاشته شد.
فلاشبك
سال گذشته، عدهاي مقابل سازمان محيطزيست تجمع كردند تا توجه بيشتر به حياتوحش را از آن سازمان خواستار شوند، بهانه اين تجمعِ خاموش، البته بركناري مدير وقت پروژه يوز بود و بديهي است هر واكنشي را كنشي لازم است.
پيشنهاد نخستين اين تجمع، از سوي فردي صادر شد كه خود را از اقوام نزديك مديران ارشد سازمان محيطزيست معرفي ميكند؛ هم او بود كه پس از به نتيجه رسيدن نسبي كار، اول از همه پا پس كشيد و با تقليد از كلام ديگري اعلام كرد كه به اصطلاح ميخواهد به گونهاي ديگر براي حفظ محيطزيست مفيد باشد.
باري، سخن اصلي گروه تجمع كننده آن بود كه ارتباط متقابلي بر اساس اعتماد ميان آنان و سازمان محيطزيست برقرار شود اما در برخي مواقع راه به بيراهه كشيده ميشد و يكي دو تن بازگشت مدير پروژه يوز را بر زبان جاري كردند در حالي كه اين نه هدف اصلي جماعت بود و نه خواست آن مدير معزول.
با گذشت نزديك به يك سال، همان نوچهمسلكانِ ملون، البته راقم اين سطور را باني آن تجمع قلمداد كردند و مدعي شدند قطع شدن حقوقي كه دو برابر كارمند عادي است، دليل اصلي چنين اقدامي بوده است. اين افراد كه براي پيشبرد مقاصد خود از تخريب شخصيت ديگران هيچ ابايي ندارند، البته اعلام نكردهاند كه حقوق كارمند عادي چه ميزان است و دستمزد نگارنده چقدر بوده است. اگر حقوق كارمند عادي 75 هزار تومان در ماه باشد، ميتوان ادعاي سخيف آنان را پذيرفت.
جالب اين كه قرار داد نگارنده گرچه شش ماه بود اما 9 ماه را در خدمت پروژه يوز صرف كرد، و علاوه بر موضوعات مندرج در شرح خدمات، تدوين گزارش براي تمديد پروژه را نيز به عهده گرفت؛ اقداماتي كه تا به نتيجه رسيدن آنها چند قدمي بيشتر نمانده بود و قرارداد به بهانههاي از پيش معين تسويه نشد.
اصل قرارداد و خدمات انجام گرفته به زودي با جزييات كامل براي روشن شدن ذهن آنان كه به يوز علاقمندند، منتشر خواهد شد تا سيه روي شود هر كه در او غش باشد.