نبش قبر دلفينها
46 سال از زمان ترور جاناف كندي، رييس جمهوري آمريكا ميگذرد. صدها مقاله، گزارش و فيلم در اين باره ساخته شده اما هنوز دلايل ترور و عاملان اصلي آن به روشني معلوم نيست. هر از گاهي عدهاي اين اقدام را به سازمانهاي مختلف و افراد گوناگون نسبت ميدهند بدون آن كه سندي دندانگير ارائه كنند. وراي اين افشاگريهاي بيپشتوانه نيتي پنهان است كه نميتوان به خير بودن آن اميد چنداني داشت. پردهها زماني كنار خواهد رفت و نور به صحنه ميتابد كه ادعا مستند باشد.
در موضوعات علمي نيز هر ادعايي نيازمند ارائه مدركي مستدل و مستند است. نميتوان با مروري بر آثار ديگران و نوشتارشان كه در رسانههاي گروهي منتشر شده نتيجه علمي كسب كرد. مقالههاي علميِ ديگران براي نمونههاي مشابه ميتواند راهگشا باشد اما نتيجه قطعي با آزمون موضوع جديد به دست ميآيد. مرگ آبزيان در اقيانوسي دور دست با مرگ گونههاي مشابه در جنوب ايران الزاما يك منشا ندارند. آزمايش بر روي جمعيتِ آماريِ قابل قبول، روشنگر زواياي تاريك خواهد بود.
مرگ دلفينها در خليجفارس از سوژههايي است كه چندي پيش در روزنامهاي نبش قبر شد؛ اين كه چرا پس از قريب به دو سال اين موضوع مورد توجه قرار گرفته، پرسشبرانگيز است. اما در اين نبش قبر ناشيانه، سندي علمي ارائه نشده كه شبهات برطرف شود. همان گونه كه هزاران اما و اگر در ترور سيوپنجمين رئيسجمهور آمريكا وجود دارد و در هر بار مرور ماجرا بخشي از واقعيت به فراموشي سپرده ميشود، روي ميز قرار گرفتن پرونده دلفينها نيز با شبهات بسياري همراه است. در اين بازگشايي پرونده، بخشهايي از واقعيت مرگ دلفينها از قلم افتاده است كه ميتواند خير بودن ادعاي گوينده را مورد ترديد قرار دهد.
مهر ماه 1386 تعدادي دلفين مرده در ساحل جاسك ديده شدند. رسانهها جمعيت آنها را به نقل از كارشناسان، 79 عدد گزارش كردند. ماه بعد از آن بار ديگر واقعه تكرار شد. اما اين بار 72 دلفين مرده در فاصله 60 كيلومتري بندر جاسك كشف شدند. در سري نخست، سر و پوزه دلفينها شكسته بود و در سري دوم كالبدي سالم داشتند. رسانهها ماجرا را بيوقفه پيگيري ميكردند. هر كسي از ظن خود دلايلي را عنوان كرد كه بيشتر نظر شخصي بود تا استدلال علمي. انگشت اتهام نخست سوي آلودگي خليج فارس رفت اما به سرعت به فراموشي سپرده شد. نشانههاي مرگ هر بار متفاوت بود. بين سازمان محيطزيست و شيلات اختلاف نظر بالا گرفت. محيطزيست عقيده داشت صيد صنعتي و غير مجاز دليل اصلي مرگ بوده و شيلات احتمالي ديگر را به ميان كشيد كه دلفينها جاسوس بودهاند يا به مرگ ويروسي مردهاند.
كارشناسي از اتحاديه جهاني حفاظت (IUCN) به ايران دعوت شد. پروفسور آنتونيو فرناندز متخصص بيماريها و مرگ و مير پستانداران دريايي و دلفينها نتايج بررسيهاي انجام شده در خصوص علت مرگ و مير 79 دلفين در دوم مهرماه 86 را به هيچ شك و شبههاي صيد صنعتي اعلام کرد.
كارشناسان شيلات در پاسخ به اين اظهار نظر ادعايي عجيب را مطرح كردند و گفتند دليل شكستگي پوزه و جمجمه دلفينها، شترهايي بودند كه گوشت دلفين ميخورند. پس از آن كارگروهي تشكيل شد و اعضا تصميم گرفتند سونارهاي نيروي دريايي آمريكا را متهم اصلي معرفي كنند. اما در اين تصميم جمعي دو موضوع مغفول ماند؛ سونار نيروي دريايي آمريكا سالها وجود داشته و شكستگيها را در مرگ دلفينهاي مرده مهر ماه را توجيه نميكرد. مگر آن كه موضوع با اندكي تخيل درآميزد و تصور شود سربازانِ آمريكاييِ بيكار براي ايز گم كردن سر و پوزه دلفينهارا شكسته اند تا همگان صيد صنعتي را متهم بدانند و شيلات ايران مقصر شناخته شود!
خلط مبحث، بيترديد نميتواند نشانهاي از حسننيت راوي باشد كه از قضا گشاينده پرونده بوده است. لازم است دو واقعه مهرماه و آبانماه سال 86 در كنار هم بررسي شود نه آن كه آنها را در هم آميخت و شوربايي درهمجوش به مخاطب تشنه اطلاعات عرضه كرد. بررسيهاي متخصص پستانداران دريايي نشان داده است كه در سري نخست دلفينها، در اثر صيد صنعتي مردهاند و سري دوم، البته با اما و اگرهاي بسياري توام شد. فاسد بودن اجساد براي بررسيهاي دقيق، عاملي شد تا اصل موضوع برملا نشود. شايد در دور دومِ مرگ دلفينها، سونارها نقش داشتهاند اما اين كه سونارها از سيستم آمريكايي بوده يا غير آمريكايي هم ميتواند عنوانِ مكاشفهاي ديگر باشد. در همان زمان موضوع به نحوي ناگهاني فيصله يافت، دامپزشكي نيز مرتب ارائه پاسخ را به تعويق انداخت تا همه چيز فراموش شد. پس از دو سال دوباره اين پرونده، گردگيري شده اما برگ جديدي در آن نيست تا بتوان دريافت دليل اصلي مرگ دلفينها در آبانماه 86 چه بوده است و معلوم نيست چه زمان قرار است پرده از اين راز سر به مهر برداشته شود.
منتشر شده در روزنامه اعتماد.

