![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
آيا سد سازي بهترين روش تامين آب و نيرو است يا نه، پرسشي است كه مخالفان و موافقان بيشماري دارد. در 16 آذرماه 1382 گزارشي با عنوان« دستاويز پايدار» به همين قلم در روزنامه شرق منتشر شد . اين گزارش البته به مذاق عده كثيري از مسولان «سدساز» خوش نيامد و با جوابيهاي ادعا كردند كه سد از نان شب هم واجبتر است. يادآور همان ظريفي كه ميگفت بكن اين چاه را اگر براي ما آب ندارد، براي شما نان دارد. متاسفانه نسخه الكترونيك آن گزارش -برای نمایش در این بلاگ- به دست نيامد و حتي در بانك اطلاعات نشريات كشور نيز آخرين آرشيو روزنامه توقيف شده شرق به ديماه 1384 باز ميگردد. كمتر از پنج سال از آن موضوع ميگذرد، شمار كساني كه براي محيطزيست دل ميسوزانند (و آنهايي كه نشان ميدهند دلشان ميسوزد) خوشبختانه افزايش پيدا كرده و موضوع سدسازي هم در كانون توجهات قرار گرفته است. قرار است همايشي با عنوان «سدهاي بزرگ؛ پيامدها و جايگزينها» روزيكشنبه 29 ارديبهشت1387 از ساعت 17 ــ 20 برگزار در خانه شهرياران جوان به همت گروه دوستداران ميراث فرهنگي و محيطزيست ايران، وگروه ديدهبان كوهستان برگزار شود.
اميد است مبحث مهم جايگزينها به صورت جدي مورد اشاره قرار گيرد و پاسخي در خور براي آن به دست آيد. همان زمان كه اين مطلب را نوشتم يك نفر دانشجوي دكتراي محيطزيست، كه در سازمان مديريت و برنامهريزي آن زمان، مشغول كار بود گفت كه سدها لازمند و بايد ساخته شوند و گرنه آب از كجا تامين شود با توجه به اين كه در كمربند خشك دنيا قرار داريم؟ و نويسنده آن گزارش نيز به طرح آبخوانداري اشاره كرد. بعد دانشجوي گرامي دوره دكتراي محيطزيست گفت پس برق چي؟ برق را چگونه بايد تامين كرد؟ البته نويسنده باز به اين نكته اشاره كرد كه در بهترين حالت و بر اساس گزارشهاي دولتي و رسمي (كه با توجه به مورد گاهی كمتر و گاهی بيشتر از آمار واقعي ارائه ميشود) كمتر از 10 درصد توليد الكتريسته، برقآبي است و گاز نقش اساسي را در اين رابطه ايفا ميكند. او سوالي كرد كه هنوز جواب كامل و شاملي براي آن نيافتهام. سوال او اين بود: با توجه به تغييرات اقليمي درست است كه بر ميزان توليد دياكسيد كربن را در نيروگاهها بيافزاييم؟ به نظر ميرسد مبحث جايگزين سدها در همایش مورد اشاره ميتواند به اين پرسش پاسخ دهد. از سوی دیگر همان زمان خبر رسیدکه دولت کانادا تصمیم دارد سدی را در شمال این کشور خراب کند. دلیل این تصمیم افزایش جرم و جنایت در حوزه پایین دست سد بود. سرخپوستانی که ماهیگیری تنها منبع درآمدشان بود با ساخت سد و عدم زادآوری ماهیان در بالادست، بیکار شدند و به شهر آمدند. ضررهای اجتماعی ناشی از سد چنان بود که دولت کانادا وعده داد سد را تخریب کند. بعدالتحرير: نام محل برگزاري نيز جالب است. خانه شهرياران! وقتي محمدرضا شجريان شعري از حافظ را خواند در آلبوم بيداد كه اين واژه در آن بود، داستاني برپا شد. اينك شهرياران جوان، خانهدار هم شدهاند. شهرياري بود خاك مهربانان اين ديار مهرباني كي سر آمد شهْرِياران (يا شهرِ ياران) را چه شد |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 12:41 بعد از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|