![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
اكثر اين پايگاههاي خبري که اوایل دهه ۸۰ کار خود را آغاز کردند،، سعي داشتند به صورت تخصصي به اطلاعرساني بپردازند و بر موضوعي مشخص تمركز كنند؛ از آن ميان ميتوان به موضوعاتي نظير انرژي، محيطزيست، آلودگيهوا، حقوق شهروندي و ... اشاره كرد كه وبسايتهاي تخصصي با بهرهگيري از چند خبرنگار و خبربيار سعي داشتند موضوعات مورد نظر خود را نهادينه كنند، اما خيلي زود انتهاي داستان فرا رسيد. اكثر اين وبسايتها از طريق دستگاههاي دولتي ارتزاق ميكردند و با تغيير مديريت آن دستگاه، كار وبسايت هم تمام بود. اما لابد به نظر عدهاي اين پيشينه نه تنها ارزشي ندارد كه بدون آسيبشناسي همچنان علاقه دارند راه گذشته خود و ديگران را تكرار كنند و البته اين بار با بهرهگيري از واژه «مستقل»! مدتي است خبرگزاري محيطزيست ايران كار خود را آغاز كرده است؛ احتمالاً به صورت آزمايشي، چون مدتهاست مطلبي جديد در آن ديده نميشود، و تاسفبارتر اين كه شتاب و تعجيل در راهاندازي آن چنان نمايان است که هر بينندهاي را در اولين لحظه به فكر فرو ميبرد تا از خود بپرسد: دليل اين همه عجله چيست كه خبرگزاري به «خبرگذاري» بدل شده است. دانشجويان و همكارانِ «حسين قندي»، روزنامهنگار نامي همعصر ما، ميدانند اگر او در ورقههاي امتحاني دانشجويان غلط املايي بيابد نمرهاي از آنان كسر ميكند. قندي معتقد است روزنامهنگار و نويسنده بايد چنان به زبان و نوشتار احاطه داشته باشد كه واژگان را به شكلي صحيح به كار گيرند و در اين ميان از «كرشمه قلم» نيز غافل نباشند. خبرگزاري (يا همان خبرگذاري) محيطزيست شبيه طيارهدار شدن سازمان محيطزيست است با يك تفاوت. اگر پيشتر استفاده از طياره براي حفاظت مناطق تجربه نشده بود اما ظهور اين قبيل خبرگزاريها به اشكال و شيوههاي مختلف بارها به بوته آزمايش گذاشته شده و در اكثر مواقع نيز به سرعت به خط پايان رسيدهاند؛ پاياني بدون موفقيت. بيترديد شباهت اين دو در عملكرد آنها خواهد بود؛ ظاهري زيبا، فريبنده و كماثر. نگاهي به خبرگزاريهاي محيطزيست در دنياي مدرن اين حقيقت را نمايان ميسازد كه استقلال مالي و فكري نخستين ضرورت است و وابستگي به سيستمهاي دولتي باعث خواهد شد، تريبوني ديگر در اختيار دستگاههاي ذينفوذ قرار گيرد. اما اين تمام ماجرا نيست. در پايگاههاي اينترنتي محيطزيست سایر ممالک رد و اثري از موضوعاتي نظير «انديشه»، «ميراث معنوي»، يا «ادبيات» نميتوان ديد اما در «خبرگذاري محيطزيست ايران» وجود دارند. چنين تقسيمبنديهايي نشان ميدهد كه نگاه به رسانهاي پر قدرت چون اينترنت با نگاهي سنتي در آميخته است. نگاهي كه ساليان دور، به تقيسمبندي روزنامهها ميپرداخت. سايت www.enn.com در اين ميان تنها نمونهاي است كه موضوعات جدي محيطزيست را هدف قرار داده است و بدون هر گونه تعارفي مطالبي را منتشر ميكند گو اين كه به مذاق عدهاي خوش نيايد. اين وبسايت بيش از 15 سال است كه فعاليت خود را آغاز كرده است. حياتوحش، كشاورزي، اكوسيستمها، انرژي، تجارت، اقليم، آلودگيها، ساختمان سبز، نحوه زندگي و بهداشت مواردي است كه سايت مورد اشاره، هدف قرار داده است و در ارتباط با آنها خبر و گزارش تهيه ميكند.
البته شايد عدهاي با استنشاق تركيبات بدبيني –كه در فضاي حقيقي وجود دارد- انتشار اخبار حوزه محيطزيست را در چنين وبسايتها و خبرگزاريهايي دسيسه جهانِ به اصطلاح آزاد بدانند و آن را به مثابه سوپاپي توصيف كنند كه طرفداران تندرو محيطزيست به آن دل خوش كردهاند. حتي اگر فرض اين عده صحيح باشد، باز هم ميتوان استمرار و پيوستگي را در اين نوع سايتها ديد. تنها به اين دليل كه تفكري سيستمي برقرار است و تشكيلات قائم به فرد نيست. اما واقعيت اين است كه نميتوان به آينده چنين رويهها و تلاشهايي در ايران دلخوش كرد، لااقل به اين دليل ساده كه پيشتر تجربه شدهاند و آزموده را آزمودن خطاست. شاعر بزرگ روزگار ما در مصاحبهاي گفتهاست: «در جوامعي مثل جامعه ما فرزندان هر نسل رونوشت برابر اصل پدرانشان هستند و تا قضيه به اين صورت است هرگز به جايي نخواهيم رسيد. الاغمان را به دوچرخه، دوچرخه را به موتور و موتور را به رانه بنزينسوز و سفر با هواپيما را جانشين سفر زميني كردهايم و برآنيم كه با زمانه همسفريم. در حالي كه خودمان را فريب دادهايم. تقليد ديگران، همراه و همچراغ ديگران شدن نيست. ما همسايه ديگرانيم، نه همچراغ آنها». از سوی دیگر ممکن است برخي بگويند به راه باديه رفتن به از نشستن باطل، به هر حال عدهاي در تلاشند تا اهميت تخريبها و آلودگيها را به هر شكل و شيوهاي فرياد كنند. و باز بحثي طولاني در ميگيرد. فريادي كه اعتقادي پس آن نباشد هيچ اثري در شنونده نخواهد داشت و البته زمانه عربدهكشي و فرياد نيز به سر آمده است. بنابراين به نظر، لازم است مباني و اصول و صد البته اخلاق محيطزيست بارها خوانده و درك شود و پس از نهادينه شدن در وجود افراد دستاندر كار حوزه رسانه ميتوان خوشبين بود كه خبرگزاريها به طور مستقل در حوزه محيطزيست به حيات خود ادامه دهند نه آن كه جيرهخوار ديگران باشند. اعتقاد و التزام عملي به اخلاق زيستمحيطي در بسياري موارد به ياري افراد ميشتابد كه چه فعاليتي براي حفظِ محيطزيستِ رو به احتضار ايران بيشتر مضر است و آن را نشانه روند بيآن كه بهره مالي در كار باشد يا نفعي شخصي در دستور کار. اما با نگاهي به گذشته براي اين عده كه تلاش ميكنند خود را دوستدار محيطزيست نشان دهند بايد از سعدي بيتي خواند كه: به تو حاصلي ندارد غم روزگار گفتن/كه شبي نخفته باشي به درازناي سالي پينوشت: بالاخره دستاندركاران همت به خرج دادند و در نهايت، خبرگذاري را اصلاح كردند اما هنوز از مطالب جديد خبري نيست. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 9:52 قبل از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|