![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
چند روز پيش با روزنامهنگاري دلمشغول محيط زيست صحبت ميكردم و گله ميكرد كه چند روز پيشتر كه او را ديده بودم در حضور شخص ثالثي مثالي زدم كه او را خوش نيامد. دليل را جويا شد و گفتم شايد به خاطر آن كه در وجودم از خلف وعدهاش ناراحت بودهام. موضوع را ريشهايتر عنوان كردم. نميدانم چرا نگفتم كه در مثل جاي هيچ مناقشه نيست و يا چيزي شبيه اين و صادقانه اين موضوع را پيش كشيدم. او نيز دم از نزاكت زد و به من توصيه كرد با كلامي نرمتر سخن برانم تا دايره محدود دوستانم محدودتر نشود. جواب دادم: دوست دارم رك صحبت كنم و از تزوير بيزارم. پاسخ او برايم جالب بود: ما درس ميخوانيم كه پيچيدهتر باشيم. بعد كف دستش را جلو آورد و ادامه داد: اين حرف كه بايد آدم اينجوري باشد (يعني مثل كف دست) مال مسافركشهاي ورامين- شهر ري است.
از آن به بعد مرتب با خودم فكر ميكنم آيا از روي خير خواهي اين حرف را زد؟ آيا او راست ميگفت؟ يعني هر آنچه به ما آموخته شده در باره صداقت و روراستی همه را بايد يك گوشهاي وانهاد؟ آيا او از روي دوستي اين حرف را زد؟ آيا ناصح، خود چنين است و همه چيز را با پوششي از كلام و تكلف در بيان ادا ميكند؟ آيا براي پيشبرد مقاصد شخصي بايد پا روي واقعيت گذاشت؟ آيا بايد همواره با واژگاني لطيف گفتاري داشت و پس از بيرون كشاندن مار از سوراخ آن را زير پا لگد كرد؟ آيا درس خواندن باعث ميشود، صداقت در لفافي از واژگان مهرآميز قرار بگيرد؟ هنوز براي اين پرسشها پاسخي نيافتهام.
به او گفتم: معتقدم با كسي كه خون پدرتان را ريخته است ميتوانيد پشت يك ميز مذاكره كنيد و اين حسن شماست و من فاقد چنين قابليتی هستم. كه باز گفت كه يعني چه؟ چه كسي؟ چه كسي خون پدرم را ريخته؟ باز اين عبارت كه در مثل جاي هيچ مناقشه نيست در ذهنم نقش نبست تا آن را بازگو كنم. اما خاطرهاي را برايش نقل كردم: چند سال پيش يكي از معاونان سازمان محيطزيست مهمان گفتوگوي ويژه خبري شبكه دو بود. روزنامهنگار ناصح نيز به عنوان كارشناسي منتقد، تندترين انتقادها را بر زبان جاري كرد، تا جايي كه در پايان گفت آقاي معاون پيش از اين در وزارت صنايع بودند و از آن دفاع ميكردند، الان در محيطزيست هستند و از محيطزيست دفاع ميكنند، اگر به وزارت تعاون هم بروند اين كار را درباره تعاون خواهند كرد، (نقل به مضمون). بعد از مدتي براي گرفتن پروژهاي با هم نزد اين معاون رفتيم. نميتوانستم باور كنم كه اين منتقد سر سخت چگونه از عملكرد آقاي معاون دفاع كرد و از نحوه مديريتش. نتيجه آن كه پروژه را گرفتيم و بر گشتيم. بعد از نقل خاطره گفت كه اين ربطي به خونريزي و پدر كشي نداشته است. راست ميگفت اما در مثل جاي مناقشه نيست و منظور من عدول كردن از نظراتي است كه با صلابت بر زبان مي رانيم و بعد ... هنوز در فكر آن هستم كه صداقت مسافركشهاي ورامين- شهر ري چگونه است؟
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 0:33 قبل از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|