![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
شير ايراني را بسياري ميشناسند. دست كم عده زیادی ميدانند كه این گربه باشکوه زماني در ايران بوده است. شير و خورشيد، حجاريهاي تخت جمشيد، شير سنگي از يك سو و سرك كشيدن به آثار ادبي و هنري ديگر از ديگر سو، نشان ميدهد كه شير زماني در ايران زيست ميكرده و نماد این سرزمین بوده است. مدتي است كه طرح بازگرداندن آن بار ديگر مورد توجه قرار گرفته است. آخرين گزارش مشاهده مستند اين گربه زیبا و بزرگ به 1942 سال باز ميگردد، در كوههاي شمال دزفول توسط يك نقشهبردار هندي قشون انگليس. مسعود ميرزا ظلالسلطان پسر دوم (و فرزند سوم) ناصرالدين شاه قاجار در كتابش با عنوان سرگذشت مسعودی (كه در سال 1323 قمري تنظيم شده) اطلاعاتي از شير ميدهد از جمله اين كه در دشت ارژن به شكار شير ميرود و عليرغم جرگه كردن منطقه با 10 هزار نفر، موفق نميشود شيري شكار كند. او همچنين ضمن توصيف رود قرهآغاج (در جنوب شيراز) مينويسد: «شير فراوان و زياد است ولي از قراري كه شنيدم به قرب پانزده سال است كه ديگر هيچ شيري در شيراز ديده نشده است.» به علاوه اين شاهزاده قاجار به منطقه كامفيروز اشاره ميكند كه با سران ايل قشقايي براي شكار شير ميرود آنها دو شير شكار ميكنند اما ظلالسلطان دست خالي برميگردد. برخلاف تصور برخي كه گمان ميكنند آخرين شير را او شكار كرده است، در خاطراتش با حسرتي وصف ناشدني از عدم موفقيت در اين زمينه ياد ميكند. تقريبا در همان ايام فارسنامه ناصري به رشته تحرير در آمده و منطقه نوبندگان فارس را ماواي شير و گرگ و دام معرفي ميكند.حمدالله مستوفي در 740 هجري قمري كامفيروز را معدن شير توصيف كرده است. بيهقي در قرن چهارم و پنجم هجري حوالي بلخ را به عنوان شكارگاهي معرفي ميكند كه امير مسعود غزنوي به شكار شير ميرفته و در يك روز 8 شير شكار كرده است؛ مسالهاي كه با توجه به ادوات شكار آن روز كمي غريب و بعيد به نظر ميرسد. بررسيهاي تاريخي نشان ميدهد شير ايراني، در 11 كشور وجود داشته است اما امروز تنها در جنگلهاي گير در هندوستان باقي ماندهاند. شير ايراني در مقايسه با همتاي آفريقايي خود قدري كوچكتر است و يالهاي كوتاهتري دارد. گله ماده كمتعدادتر است و شيرهاي نر نيز منزويترند.
بازگرداندن شير ايراني از هند به كشور در سالهاي پيش از انقلاب مورد توجه جدي قرار گرفت. زمانيهايي در منطقه دشت ارژن در فارس براي اين منظور در نظر گرفته شد و مقدمات آن هم فراهم. اما با وقوع انقلاب و جنگ هشت ساله طبيعي بود كه چنين طرحي اولويت خود را از دست دهد. چندي است كه اين طرح دوباره مد نظر قرار گرفته است؛ سوداي خامي كه در صورت اجرا، موفقيتي در پي نخواهد داشت. علت اصلي از بين رفتن شير، پس از شكار بيرويه آن، تخريب زيستگاه و كاهش طعمه بوده است. بديهي است بازگرداندن آن مستلزم فراهم كردن شرايط بهينه براي اين جانور با شكوه است. خبري مبني بر احداث جاده در دشت برم بيش از پيش نمايان ميسازد كه اميد چنداني به بازگرداندن نماد ايران به موطنش وجود ندارد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|