تبليغاتX
آتش‌نوشت - كفش‌هاي زرد و دردسرهاي بعدي
محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران
 

 امروز بر حسب اتفاق يكي از اعضاي اصلي انجمن يوز ايراني را ديدم. صحبت‌هايمان به موضوعات و اتفاقات اخير كشيده شد. گفت‌وگوي‌مان بخش‌هاي مختلفي داشت اما چند نكته  در اين ميان برایم جالب بود كه گوشه‌هايي از آن را در ادامه نوشته‌ام.

 

اول. او انتقادي داشت به مطلبي با عنوان كفش‌هاي زرد در پاي تشكل‌هاي زيست‌محيطي و گمان مي‌كرد روي سخن در آن مطلب به انجمن يوز ابرانی بوده است. در پاسخ گفتم در كجاي مطلب نامي از آن انجمن برده شده؟ او نيز به نظرات رفيق قديمي اشاره كرد كه در ارتباط با مطلب مربوط نوشته شده است (در حالي كه رفيق قديمي در پاسخ به دو تن ديگر از خوانندگان مطالبي نوشته اند) بعد ادامه دادم كه آن تشكل‌هاي زيست‌محيطي مد نظرم بوده اند كه اولا با سازمان‌هاي دولتي طرف قرارداد هستند و ثانیا در بسياري موارد سكوت مي‌كنند (با تاکید بر هر دو مورد در کنار هم) که این موضوع با فلسفه وجودی تشکل غیردولتی در تضاد است. توضيح دادم كه كار كردن با سازمان‌هاي دولتي، به‌خودي خود، عيب نيست و مي‌توانند بازوهای اجرایی آن باشند اما اين موضوع باعث مي‌شود كه تشكل‌ها مقابل فعاليت‌هاي عمراني و صنعتي مخرب به اجبار سكوت كنند. دلايل آن هم روشن است. او نيز تاييد كرد در صورتي كه تشكل‌هاي غيردولتي از سازمان‌هاي دولتي حقوق بگيرند، ديگر غيردولتي نيستند. پيشنهادم نيز اين بود كه براي فعاليت‌هاي زيست‌محيطي مي‌توان از شركت‌ها و گروه‌هايي غير از دولت، تامين اعتبار كرد.

 

دوم. او معتقد بود تجمع مقابل سازمان به دليل تغيير مديريت پروژه يوز بوده است. بار ديگر توضيح دادم كه اين بهانه‌اي بوده است براي اهميت دادن به حيات‌وحش. در عين حال در روزهاي اول، صحبت از تعطيلي پروژه بوده و اين به معناي از دست رفتن اهميت يوز به عنوان گونه‌اي شاخص است. او نيز گفت بسياري چنين برداشتي نداشته‌اند و در عين حال متذكر شد كه انجمن آنان از چنين فعاليت‌هايي احتراز مي‌كند. به هر حال بايد پذيرفت هر گروه و تشكلي براي خود، استراتژي خاصي دارد.

 

سوم. او سوال كرد كه تحصن‌ها و تجمع‌ها چقدر به نفع حيات‌وحش بوده؟ و به تجمع در ارتباط با مرگ پرندگان بختگان اشاره كرد. پاسخ روشن بود. بسياري از اين تجمع‌ها بر اثر احساسات زودگذر صورت گرفته و با شنيدن قول‌هاي مساعد كار پايان يافته و آن تب فرو نشسته‌ است. حال آن كه پيشنهاد تجمع‌كنندگان اخير، تشكيل كميته‌اي بوده تا به عنوان ناظر اولا تخريب‌ها را به سرعت به سازمان محيط‌زيست گزارش دهند و در ثاني ديده‌باني باشند بر اجراي بسياري از پروژه‌هاي مختلف. او به كار علمي اشاره كرد كه البته درست هم مي‌گفت كه نكته‌اي را ياد آور شدم. در بسياري از موارد پروژه مورد نظر اجرا مي‌شود و بعد گزارشي با عنوان ارزيابي زيست‌محيطي به سازمان محيط‌زيست ارائه مي‌شود. گزارش‌هايي كه در نهايت تاييد مي‌شوند و مجوز لازم را براي احداث پروژه مي‌گيرند. بنابراين تشكل‌ها در اين زمينه مي‌توانند ديده‌باني آگاه باشند و كارهاي علمي هم در كنار آن  انجام دهند.

 

چهارم. او گفت كه اعضاي انجمن يوز ايراني از اعلام نظر معاون سازمان محيط‌زيست مبني بر همكاري اين انجمن براي ادامه پروژه يوز آسيايي، بسيار متعجب هستند و از اين رو در وب‌سايت‌شان نيز اين مطلب را عنوان كرده‌اند. و پرسشم اين بود كه مگر مصاحبه معاون محترم در سايت شما منتشر شده كه در آنجا دست به شفاف‌سازي زديد؟ چرا نامه‌اي به ايسنا نفرستاديد و توضيح بيشتر را به همان رسانه ارائه نكرديد تا آنان كه اين خبر را خوانده بودند در جريان قرار گيرند. پس از اندكي گفت‌وگو به اين نتيجه رسيد كه چنین موضوعی دقت نداشته‌اند.

 

پنجم. نكته‌اي را به شوخي و دوستانه مطرح كرد كه من در وبلاگم پاسخگو نيستم و هر كس نظري مي‌دهد يا تشكر مي‌كنم يا در نهايت مي‌نويسم اگر ناراحت هستيد نخوانيد. دير شده بود و هر دو كار داشتيم نتوانستم بگويم كه همان گونه كه شما از تشنج دوري مي‌كنيد و در هيچ تجمعي شركت نمي‌كنيد (كه البته همان گونه كه اشاره كردم بايد پذيرفت هر گروه و تشكلي براي خود، استراتژي خاصي دارد ) اجازه بدهيد در اين ارتباط من نيز رويه خود را داشته باشم. آيا واقعا لازم است با كارت‌هاي ديگران و با قاعده بازي آنان، بازي كنم؟

 

ششم. هر دو به اين نتيجه رسيديم كه پرداختن به اين حواشي باعث مي‌شود اصل موضوع فراموش شود. چرا براي بهبود اوضاع محيط‌زيست همه دست به دست هم ندهند و با همكاري هم -به جاي تضعيف یک دیگر- در صدد بهبود شرايط نباشند؟

با هم دست داديم و خداحافظي كرديم. البته بسياري مطالب ديگر نيز عنوان شد كه چندان عمومي نبود. بنابراين او نيز به من اجازه خواهد داد كه جزييات را ننويسم. البته این حق نیز برای او محفوظ است که اگر نکته مهمی را از قلم انداخته ام یادآوری کند تا اضافه کنم. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم فروردین 1387ساعت 0:20 قبل از ظهر  توسط سام خسروي‌فرد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی


با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنمي‌دارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت می‌کند پیشنهاد می کنم که نخوانید.


نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشیو موضوعی
نگاه
رویداد
دورنمایه
طبیعتگردی
حیات وحش
محیط زیست و هنر
کتاب
پیوندها
يونس شكرخواه
محمد قائد
داوود پنهاني
ندا دهقاني
مژگان جمشيدي
بهزاد افشاري
ناصر كرمي
محمد درويش
آرش شريفي
وحيد نوروزي
غزال مفاخري
مرضيه رسولي
طبيعت‌مرد
گرگ خاكستري و هواي باراني
در كوه
PLAN4theLAND
انجمن يوزپلنگ ايراني
زيست‌بان
سيد محمد مجابي
چشم‌انداز
زيتون
توكا نيستاني
محمدرضا شاهرخي‌نژاد
خاكبان
مخالف شکار و شکارچی
محسن تيزهوش
كويرهاي ايران
اشراق عزيز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان