![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
بهار كه ميرسد بياختیار به ياد دو شعر ميافتم، دو شعر و يك رفيق سالهاي دور كه دو- سه سالي است رخت سفر بسته است و زندگي را در جايي ديگر دنبال ميكند. شعري كه هر بهار به يادم من ميآيد اين است: «وارتان! بهار خنده زد و ارغوان شكفت. در خانه، زير پنجره گل داد ياس پير. دست از گمان بدار! با مرگ نحس پنجه ميفكن! بودن به از نبود شدن، خاصه در بهار..»1 و شعري كه دوستم بسيار دوست داشت: «بر آن فانوس كهش دستي نيفروخت بر آن دوكي كه بر رف بيصدا ماند بر آن آيينهي زنگار بسته بر آن گهواره كهش دستي نجنباند بر آن حلقه كس بر در نكوبيد بر آن در كهش كسي نگشود ديگر بر آن پله كه بر جا مانده خاموش كسش ننهاده ديري پاي بر سر بهار منتظر بيمصرف افتاد!»2
1- شعر احمد شاملو با عنوان مرگ نازلي از كتاب هواي تازه 2- از همان شاعر و همان كتاب شعري با عنوان بهار خاموش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 12:33 بعد از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|