X
تبلیغات
آتش‌نوشت - هر دم از این باغ بری می‌رسد

آتش‌نوشت

محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران

مشاهدات یک ایرانی در مالزی

هفته گذشته یکی از ایرانیان ساکن مالزی تعریف می‌کرد دوست گرافیست‌اش چندی پیش به جرم داشتن مواد مخدر در کوالالامپور بازداشت شده است. ماجرا از این قرار است که مامور پست بسته‌ای را در شرکت مرد گرافیست تحویل داده اما وی از قبول آن امتناع کرده چون اصلا به او تعلق نداشته است. پستچی با اصرار گفته که بسته متعلق به همسایه اوست و به درخواست مشتری که اینک در سفر است بسته را می‌بایست به مرد گرافیست تحویل دهد. در همین اثنا منشی شرکت نیز رسید را امضا کرد و دست پستچی داد. چند ساعت بعد پلیس به دفتر کار این گرافیست، که در کارنامه‌اش همکاری با شرکت‌های معتبر مالزیایی نیز وجود دارد، مراجعه کرد و پس از کشف همان بسته پستی مرد گرافیست را با خود برد.

این یکی از ماجراهای تلخی است که در مالزی درباره ایرانیان شنیده می‌شود. تصور کنید در کشوری دیگر زندگی می‌کنید و نام کشور و هم‌وطنان‌تان مرتب در سرخط خبرهای کشور میزبان باشد آن هم در ستون یا صفحه حوادث مطبوعات و رسانه‌های دیجیتال با خبرهایی درباره قاچاق مواد محرک! در این شرایط چگونه می‌توانید اثرات منفی چنین اخباری را کم‌رنگ کنید که همه ایرانیان، قاچاقچی و خلافکار نیستند؟
روزها و ماه‌های اول شاید با جدیت تلاش کنید و افراد پیرامون‌تان نیز متقاعد بشوند که بین دوغ و دوشاب فرقی هست اما نمی‌توان این رویه را الی‌الابد ادامه داد به ویژه وقتی اخباری حیرت‌آور نیز انتشار می‌یابد که با هیچ ادله و منطقی نمی‌توان اثر منفی آن را زدود؛ به قول نیاکان خفته: هر دم از این باغ بری می‌رسد.

چندی پیش خبر رسید دو ایرانی اتاقی را در هتل محل اقامت‌شان واقع در کوالالامپور به آزمایشگاه کوچک مواد محرک بدل کرده‌اند. از این محل بیش از یک‌هزار و 640 گرم ماده محرک شیشه و تجهیزات و مواد شیمیایی مورد استفاده برای تولید این ماده کشف و ضبط شده است. خواندن این خبر بی‌تردید عرق شرم بر پیشانی هر ایرانی آبرومندی می‌نشاند. کاش این خبر در همین جا به پایان می‌رسید، ادامه آن نیز تاسف‌بار است: یک ایرانی دیگر در منطقه‌ای توریسیتی به نام بوکیت بینتانگ (Bukit Bintang)  به جرم خرید و فروش مواد محرک دستگیر شد. در خبری دیگر نیز آمده بود که دو ایرانی در اندونزی در دام پلیس افتادند؛ کشوری که از آن به عنوان مسلمان، دوست و برادر ایران یاد می‌شود.


تمام اخبار در این ارتباط البته سیاه و تلخ نیست و گاه بارقه‌ای امیدبخش نیز در آسمان پهناور این جهان بی‌کران به چشم می‌خورد: یک فرش فروش ایرانی پس از تبرئه از اتهام قاچاق مواد مخدر بدون استماع دفاع او در دادگاه مالزی آزاد شد.

می‌توان برای فرار از فشارهای ناشی از آبروریزی‌هایی که به اسم ایران و ایرانی تمام می‌شود اندکی در فضای متفاوت مالزی نفس کشید. در سرزمینی که مرتب جشنواره و نمایشگاه برپاست باید فرصت را غنیمت شمرد و برای تنوع و تغییر حال و هوا به یکی از آنها رفت. چندی پیش خبر پر آب و تاب نمایشگاه بین‌المللی شکلات منتشر شده بود که خواندن آن دل هر شکلات‌دوستی را آب می‌کرد. این نمایشگاه که عنوان «بین‌المللی» را یدک می‌کشید برگزار شد و از شرکت‌های غیر مالزیایی اثر چندانی نبود؛ به جز یک شرکت ایرانی و شرکتی روسی بقیه غرفه‌ها به شرکت‌های سرزمین میزبان اختصاص داشت. گرچه در ارتباط با قاچاق مواد محرک هر ایرانی ابراز شرم می‌کند اما در این نمایشگاه شکلات غرفه‌ای که تا حدی می‌توانست انتظار بازدیدکنندگان را برآورده کند، غرفه همان شرکت ایرانی بود. ای کاش همه ایرانیان موجب خرسندی و سرافرازی هم‌وطنان‌شان بودند.

منتشر شده در خبرآنلاین.

+ نوشته شده در  2011/2/2ساعت 10:38  توسط سام خسروي‌فرد  |