![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
دوست من وحيد نوروزي در ارتباط با پست قبليام مطلبي نوشت كه لازم ديدم جواب او را بدهم البته در وبلاگش اين كار را كردم اما بيشتر كه مطالعه كردم ديدم نظر او عقيده بسياري است. پس بر آن شدم تا پاسخ او را در اين قسمت نيز درج كنم كه در ارتباط با گردهمايي روز سهشنبه است مقابل سازمان محيطزيست، اعتراضي خاموش براي نشان دادن وضعيت مظلوم حياتوحش كشور و البته بهانه اين كار بركناري هوشنگ ضيايي از مديريت پروژه يوز بود (هر چند كه اول مديران سازمان گفتند پروژه بايد تعطيل شود و اينك سخن ديگري ميگويند). اما پاسخ به وحيد نوروزي عزيز: دوست عزیزم سلام خواهش می کنم اگر این مطلب را پسندید به عنوان پست جدید بگذارید تا دیگران هم بخوانند. اول. گردهمایی در رابطه با برکناری مهندس ضیایی نیست. دوم. این گردهمایی در اعتراض به وضعیت حیات وحش کشور است. سوم. اعتراضی خاموش و مدنی خواهد بود به تخریب های بی امان طبیعت چهارم. شاید اثری نداشته باشد اما بالاخره کسی باید حرفی بزند واکنشی نشان دهد.با سکوت در برابر تخریب طبیعت چه میزان دین خود را ادا کرده ایم. حرف را باید زد درد را باید گفت سخن از مهر من و جور تو نیست سخن از متلاشی شدن دوستی است (شما می توانید به جای واژه دوستی بنویسید: طبیعت و حیات وحش) پنجم. کسانی که به این روش متوسل شده اند قصد دارند به سازمان محیط زیست و سایرین نشان دهند که تشکل ها هنوز زنده اند و از بین نرفته اند(فراموش نکنیم برای حضور در نمایشگاه محیط زیست امسال از هر تشکل مبلغ 4 میلیون تومان پول مطالبه شد و کسی دم نزد) ششم. امروز نوبت پروژه یوز است و فردا سایر پروژه های بین المللی، مقابل سازمان های بین المللی چه باید گفت. هفتم. دوستانی که دستشان به قول شما بسته است، چرا سکوت اختیار کرده اند. واکنشی مدنی نشان دهند، دنبال کار دیگری باشند جایی بروند که مفید باشند چرا دست روی دست گذاشتن؟ این نهایت خیانت است در جایی کار کنی که فقط وقت تلف کنی...خیانت به خود در درجه اول که عمر تلف می شود به سهولت هشتم. بسیاری از ما به قول شاملوی بزرگ: غم نان اگر بگذارد خیلی کارها می کنیم یا خیلی کارها را نمی کنیم اما دوست من این بار مساله نان و نمک و رزق و روزی نیست مساله وطن است و طبیعتی که دیگر تکرار نخواهد شد. شاید اگر تمام پول ها و دلارها را از ایران خارج کنند یا تخت جمشید و نقش جهان و گنبد سلطانیه با خاک یکسان شود، بتوان این خسران را جبران کرد، اما وقتی یک مشت خاک حاصلخیز از بین برود چطور؟ یا گونه ای منحصر به فرد منقرض شود؟؟ شما محیط زیست خوانده اید و پاسخ به این نوع پرسش ها را نیک می دانید. نهم. اگر 5 سال دیگر به گذشته برگردید با خود نمی گویید کاش من هم نقشی داشتم و اعلام می کردم باید طبیعت ایران حفظ شود؟ گیریم که هیچ کس در سمتهای دولتی حرف این دوستداران طبیعت را جدی نگرفت، لااقل نزد خود شرمسار نخواهند بود که کاری می توانست بکند و از آن هم دریغ کرد. دهم. بحث حیات وحش و طبیعت، بحث عشق و عاشقی است. در راه معشوق جان ها می توان داد و البته در این میان به قول مولای رومی پای استدلالیان چوبی بود پای چوبی سخت بی تمکین بود حالا خود دانید و باز می گویم : من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 1:23 قبل از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|