تبليغاتX
آتش‌نوشت - به ياد او كه رفت و نماند
محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران

بيش از چهل روز از درگذشت هرمز اسدي مي‌گذرد. آن خيل عظيم به ظاهر دوستداران او حتي به ياد نداشتند كه چهلمين روز درگذشت اين مرد كي بود، مراسمي كه خصوصي برگزار شد و تمام.

برای اكثر افرادي كه در مراسم خاكسپاري او سخنراني كردند و جملاتشان پيوسته با واژه «من» شروع مي‌شد شايد چندان لازم نبود تا 40 روز ديگر بگذرد تا فراموش كنند كه حشر و نشري با آن مرحوم داشته‌اند، پروژه‌هايي و همكاري‌هايي، كه با رفتن او همه چيز پايان يافت. اكثر اين افراد با يادآوري و بيان خاطراتي از مرحوم اسدي،‌ بيش از آن كه در پي گراميداشت فعاليت‌هاي او باشند سعي مي‌كردند  از فعاليت‌هاي خود بگويند: تريبوني براي تبليغ خود پيدا كرده بودند و از برنامه‌هايي كه در ذهن داشتند و دارند بيشتر گفتند. اين گروه شايد به فكر جايگزيني فردي هستند تا ماموريتي كه آن مرحوم قرار بود انجام دهد، به پايان برساند.

در اين مراسم البته گروه كثيري از دانش‌جويان نيز بودند كه به پهناي صورت براي استاد در گذشته خود اشك مي‌ريختند، آنان نيز شايد چند صباحي ديگر با هجوم گرفتار‌هاي روزمره زندگي  استاد خود را فراموش كنند كه البته خرده‌اي بر اين دانشجويان وارد نيست، مشروط بر آن كه جرقه‌اي كه استادشان زد خرمن وجودشان را در شعله محيط‌زيست،‌ خاكستر كند، اسدي سعي داشت دانشجويانش را عشق به طبيعت و حيات‌وحش بياموزاند و گروهي نيز دنبال او چون پروانه‌اي به گرد شمع مي‌گشتند تا نكته‌اي بياموزند و بدانند كليد بازكردن صندوق اسرار حيات‌وحش و طبيعت كجاست. مرحوم اسدي تلاش مي‌كرد علاقه به طبيعت را در ميان مخاطبان و دانشجويانش به وجود آورد. البته گروه سومي نيز در اطراف او بودند و اينك بساط خود را يك‌سره جمع كرده‌اند و به دنبال سايه‌ساري هستند كه دوباره آن را بگسترانند: نوچه صفتاني كه به دنبال منافعي شخصي‌اند و بابهانه عشق به طبيعت، مگسان گرد شيريني‌اند.

در گوشه‌اي ديگر اما مراسمي به نام صلح و محيط زيست برگزار شد و ياد و خاطره هرمز اسدي را گرامي داشتند. عملي شايسته تقدير كه لازم بود آن كساني چنين كنند كه دم از «رفاقت» با او مي‌زدند اما حتي در مراسم ختم و بزرگداشت او (در دانشگاه آزاد واحد تهران شمال) نيز حضور نداشتند.

 

با اين همه هستند كساني كه ياد او را به عنوان يك انسان و يك ايراني گرامي مي‌دارند، به حرمت انساني ارج مي‌نهند و از دست رفتن هر انساني را به مثابه زخمي بر قلب خود تعبير مي‌كنند؛ گروهي خاموش و در حاشيه كه از كانون توجهات دوري مي‌كنند و صد البته نقد عملكرد افراد را از انسان و انسانيت جدا مي‌دانند.

و ما همچنان دوره مي‌كنيم

شب را و روز را

هنوز را.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 11:57 بعد از ظهر  توسط سام خسروي‌فرد | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی


با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنمي‌دارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت می‌کند پیشنهاد می کنم که نخوانید.


نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آرشیو موضوعی
نگاه
رویداد
دورنمایه
طبیعتگردی
حیات وحش
محیط زیست و هنر
کتاب
پیوندها
يونس شكرخواه
محمد قائد
داوود پنهاني
ندا دهقاني
مژگان جمشيدي
بهزاد افشاري
ناصر كرمي
محمد درويش
آرش شريفي
وحيد نوروزي
غزال مفاخري
مرضيه رسولي
طبيعت‌مرد
گرگ خاكستري و هواي باراني
در كوه
PLAN4theLAND
انجمن يوزپلنگ ايراني
زيست‌بان
سيد محمد مجابي
چشم‌انداز
زيتون
توكا نيستاني
محمدرضا شاهرخي‌نژاد
خاكبان
مخالف شکار و شکارچی
محسن تيزهوش
كويرهاي ايران
اشراق عزيز
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان