![]() |
![]() |
|
| محیط زیست، طبیعت، حيات وحش...و ايران |
|
اين فارسيسازي و فارسي حرف زدن هم حكايت غريبي است. ديروز در جلسهاي شركت داشتم كه گوينده مرتب كلمات انگليسي به كار ميبرد: كامنت، كانتراكت، انجياو، ايشيو، ريسك و پرابلم و ...و ... بعد مرتب ميگفت درگاه كه به نظرم منظورش وبسايت يا پورتال بود. با خودم فكر ميكردم چه اصراري است اين كلمه را به كار ببرد. اما نتيجهاي نگرفتم. اواخر جلسه قرار شد گزارشها فارسي نوشته شود و براي انگليسي شدن (كه بسيار ضروري است به اين دليل كه سازمان ملل آن سوي پروژهها قرار ميگيرد) بايد به يك واژهشناسي (و به قول برخي حضار ترمينولوژي) مشترك دست يافت تا همه از اين به بعد در گزارشهاي فارسي از آن استفاده كنند و معادل انگليسي آن نيز در گزارشهايي به اين زبان به كار رود. موضوع جالب شد عدهاي كه اين صحبت را ميكردند همه نيمي فارسي و نيمي انگليسي كلماتشان را بر زبان جاري ميساختند. باز نميدانم چرا بيدرنگ به ياد رسانه نسبتاً ملي افتادم كه به زور تصميم دارد جاي هليكوپتر بگويد بالگرد و يا چرخبال و يا چيزي شبيه اين كلمات. اما در كوچه و خيابان كسي از اين كلمات استفاده نميكند و يا اين كشلقمه معروف فرهنگستان ادب معادل پيتزا، درازآويز معادل كراوات، خودروي جمعي بزرگ به جاي اتوبوس. اما اين تب فارسينويسي دغدغهاي بسيار بزرگ است، و مدتي است كه به جان محيطزيستيهاي عزيز نيز افتاده است. براي كلمه BIRD WATCHING دوستان واژه «پرندهنگري» را انتخاب كردهاند و كساني كه اين كار را ميكنند پرندهنگر هستند. حال اگر بخواهيم اين كلمه را جمع ببنديم ميشود پرنده نگران. استثناهاي زبان فارسي كم بود اين يكي هم اضافه شد. فرض كنيد مادر و معلم بايد به بچه مرتب گوش زد كنند كه اين نگران با آن نگران فرق دارد، (خوار با خار و ناهار با نهار و ...) پرندهنگران با پرندهي نگران يكي نيست. خلاصه كه به نظر ميرسد عدهاي كه فارسي حرف زدنشان مثل فرانسه صحبت كردن ناصرالدين شاه است، سخت دچار غم از دست رفتن زبان و ادب اين مرز پر گهر هستند. اين افراد لابد اگر بخواهند مطلبي را به تمامي فارسي بيان كنند چيزي شبيه عبارت زير ميشود: « پرندهنگران براي پرندهنگري سوار بر بالگرد بودند كه رايانه همراه يك نفر قوه متراكمش (باتري) دچار كاهش شد و او نتوانست، درگاه جهاني پرندهنگران را مطالعه كند ، نگراني از وضعيت سرماخوردگي (آنفلوانزاي) پرندگان، توسط پرندهنگران برطرف شد و پيش از بازگشت دراز آويزها را باز كردند و در خودروي جمعي بزرگ از آنان با كشلقمه پذيرايي شد.» البته اين فارسي نويسي هم حكايت غريبي است. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 4:2 بعد از ظهر توسط سام خسرويفرد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست
تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی با این وب نوشت ها قرار نیست اتفاق خاصی صورت بگیرد فقط قرار است بی پرده و بی پروا از کسانی نوشت که کمر به نابودی طبیعت و محیط زیست ایران بسته اند و با نام دفاع از آن دست از ترکتازی های خویش برنميدارند. اگر این نوشته ها شما را ناراحت میکند پیشنهاد می کنم که نخوانید. |
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
نگاه رویداد دورنمایه طبیعتگردی حیات وحش محیط زیست و هنر کتاب |
|
RSS
|